ღ♥ღ من و خونه زندگیم ღ♥ღ
وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ بِأَبصرِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَلَمین
نويسندگان

خواستنی تر از آنی که نخواهمت.
هنوز به خانه نرسیده ام،
درست مثل کلاغ قصه ی مادربزرگ،
که هیچ وقت به خانه اش نمی رسید.
بیچاره کلاغ،
بیچاره تر من!
که هی منتظر بودم،
شاید دل مادربزرگ به رحم بیاید
و آخر قصه او را به خانه اش برساند...
سال ها گذشته
به گمانم، کلاغ هنوز در راه است!
درست مثل من.
اما اینجا که آخر قصه ی من نیست،
مگر نه اینکه من ادامه ی قصه های ناتمام جهانم،
منتظر هیچ کس
که هیچ وقت نمی آید
و من حتی خواب آمدنش را هم ندیده ام
به انتظار نیامدنش ایستاده ام.
آخر سال هاست که کسی نشسته، انتظار نمی کشد.
و من هی یادم می رود
که انتظار را باید کشید،
مثل رنج،
که هیچ وقت ،هیچ کس
باخود نمی بردش.

[ شنبه ۱٤ دی ۱۳٩٢ ] [ ۱:۱۳ ‎ب.ظ ] [ بهار ]

سلام به همگی

نمی دونم چرا این چند وقت دست و دلم به نوشتن نمیرفت ولی امروز تصمیم گرفتم که دوباره بنویسم

این چند وقت اتفاق خاصی نیفتاد

تصمیم دارم واسه ارشد بخونم

هفته دیگه هم میرم دنبال کتابهایی که لازم دارم

روزا خیلی حوصلم سر میره و از طرفی حوصله کارهای هنری رو هم دیگه ندارم

دلم میخواد یه فعالیت گروهی داشته باشم

کلاسی چیزی فقط باشگاه نباشه

[ پنجشنبه ٥ دی ۱۳٩٢ ] [ ٩:٠٩ ‎ب.ظ ] [ بهار ]

سلام به همگی صبحتون به خیر
من نمی دونستم که ساعتها تغییر کرده
همسری دیشب ساعت یک از سر کار آمد خیلی خسته بود اونم نمیدونست ساعتها یک ساعت عقب کشیده شده صبح در حالیکه بازم خسته بود با عجله حاضر شد و رفت
بعد زنگ زد گفت تو نباید اخبار گوش بدی؟؟
گفتم چرا مگه تعطیله؟
همسری:
من: پس چی؟
همسری: ساعتا یک ساعت بکش عقب یک ساعت باید اینجا بمونم تا سرویس بیااااااد
من:
خیلی ناراحت شدم طفلک خیلی خسته بود اینطوری می تونست یک ساعت بیشتر بخوابه

[ یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ٩:٤۱ ‎ق.ظ ] [ بهار ]

دیروز عصر همسری از مشهد آمد چشمم روشننیشخند

دیشب یکی از دوستاش تماس گرفت گفت که شب میایم خونتون همسری هم گفت تشریف بیارینساکت

این چند روز که خونه نبودم میوه نداشتیم به همسری گفتم برو میوه بگیر گفت خیلی خسته ام سرما هم خورده بود گفت که اصلا نمیتونم برم.متفکر

گفت که زنگ میزنم میگم فردا بیاین و میگم از شام بیان که ناراحتم نشن.زبان

منم قبول کردم.اوه

دیشبم بد خواب شده بودم خوابم نمی برد. صبح که همسری رفت سر کار منم گفتم یه یک ساعتی می خوابم اما تا ساعت 11 خوابم برد.خواب

پنجشنبه یه لباس خریده بودم که قرار بود صبح شنبه ببرم عوض کنم سریع حاضر شدم رفتم لباسم رو عوض کردم سر راه هم خرید کردم وقتی رسیدم خونه ساعت 2:30 بود. یه شلوار سفیدم سر راه خریدم اومدم خونه پوشیدم و خواستم یه چیزی باهاش ست کنم شب بپوشم که تا به خودم اومدم دیدم کل کمدم رو ریختم بیرون خواهری زنگ زد 45 دقیقه حرف زدیم بعدشم نماز خوندم و یه کار کوچیک داشتم که کامپیوتر را روشن کردم بعد گفتم یه سر بیام اینجا و خلاصه شما یه خونه ای رو تصور کنین که انگار توش بمب ترکیده و کلی خرید که هنوز جابجا و شسته نشده شامم رو هم اماده نکردم هیچیشوووو حتی پیاز داغش رو

 واااااااای من برم یعنی میرسم به کارام خیال باطل

[ شنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ۳:٤۳ ‎ب.ظ ] [ بهار ]

همسری هنوز از سر کار نیومده فردا هم قراره بره مشهد ماموریت کاری خیلی دلم براش تنگ میشه منم دارم وسایلمو جمع میکنم این چند روز برم خونه مامانم اینا

بعد که همسری بیاد می خوام یه خونه تکونی پاییزه اساسی انجام بدم

فرشامم می دم قالیشویی

اگه همسری بودجه لازم رو داشته باشه و تصویب بشه دلم می خواد کابینتهام را هم عوض کنه

راستی شماها کابینت های گلاس داشتین ؟خط نمیفته؟

[ یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ ] [ بهار ]

خیلی دوست دارم دوباره بنویسم اما نمیدونم چرا دیگه حس نوشتن ندارم.

این چند وقته درگیر عمل مامانم بودیم .

پاشو گچ گرفتن و نزدیک دو ماه باید تو گچ بمونه کار منم بیشتر شده هم باید به کارای خونه خودمون برسم هم خونه ماماناینا اما جالب اینجاست که اصلا خسته نمیشم با جون و دل واسشون کار میکنم

ان شاءلله که خدا هیچ کسو اسیر تخت بیمارستان نکنه همین الان واسه شفای همه مریضها یه صلوات بفرستیم

[ چهارشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ ] [ بهار ]

آیا می دانید که اگر شما در حال حمل قرآن باشید
 
شیطان دچار درد شدید در سر میشود
و باز کردن قرآن ، شیطان را تجزیه می کند
و با خواندن قرآن ، به حالت غش فرو میرود
و خواندن قرآن باعث در اغما رفتنش میشود
و آیا شما می دانید که هنگامی که می خواهید
دوباره به این پیام را به دیگران ارسال کنید
شیطان سعی خواهد کرد تا شما را منصرف کند
فریب شیطان را نخور پس این حق را  دارید که  این پست رو  کپی کنید
و توی وب هاتون بذارید

التماس دعا

[ چهارشنبه ٢ امرداد ۱۳٩٢ ] [ ٦:۳٧ ‎ق.ظ ] [ بهار ]

سلام به همگی نماز روزه هاتون قبول ان شاءلله تواین ماه عزیز همه  به آرزوهاشون برسن همه مریضا شفا پیدا کنند و همه گره های کور از زندگیهامون باز بشه الهی آمین

[ جمعه ٢۱ تیر ۱۳٩٢ ] [ ٢:٠٠ ‎ب.ظ ] [ بهار ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

من و همسرم 85/7/17 پیوند آسمونیمون رو ثبت کردیم و 86/4/30 زندگی جدیدمون رو زیر یک سقف آغاز کردیم.
صفحات اختصاصی
امکانات وب


تو رو با دنیا عوض نمیکنم از رامین بی باک - مرجع کد آهنگ
مرجع کد آهنگ

Daisypath Anniversary tickers ابزار پرش به بالا